مراقبه 25/5/:

 

روز :

  انسان عادي عضوي از يك گروه موسيقي است كه هيچ رهبري ندارد .هركس به سليقه خودش تكنوازي مي كند و كاري ندارد كه ديگر نوازندگان چه مي كنند و هيچ تلاشي براي هم نوازي صورت نمي گيرد .از اين رو سر و صداهاي مزاحم ، ديوانگي و جنون ، تقريبا همه انسانها را ديوانه كرده است ؛ در عده اي بيشتر و در عده اي كمتر. اما تفاوت در ميزان و اندازه ، تفاوت زيادي محسوب نمي شود .

انسانهايي بسيار اندك چون محمد، مسيح، بودا و ... موفق شده اند نيروهاي خود را رهبري كنند و به جاي تك نوازي ، هم نوازي كنند ؛ در وجود خود هماهنگي ايجاد كنند و به معرفت حقيقي برسند.

 

شب:

  همه دوست دارند به آرامش دست يابند ،مردم آرامش رافرياد مي زنند و ازصلح و دوستي سخن مي گويند ، ولي بمبهاي هيدروژني و اتمي مي سازند.

آرزو كردن چيزهاي خوب و زيبا آسان است ، امابرآورده كردن آنها چيزي كاملا متفاوت است . انسان بدين گونه دو پاره شده است .از يك طرف روياي چيزهاي خوب در مورد خدا ،آرامش و عشق را مي بيند و از طرف ديگر خود را براي جنگ ، نابودي و خشونت آماده مي كند .

انساني كه براستي طالب آرامش است بايد به يك دگرگوني دروني تن دهد .تنها در آن زمان است كه روياها واقعيت مي يابند .مراقبه، علم كيمياگري تبديل انرژيهاي خشن به انرژيهاي آرامبخش است .

مراقبه خشونت  تو را به عشق دگرگون مي كند . اين دو با هم متفاوت نيستند ؛ انرژيهايشان يكي است . ما داراي انرژيهايي هستيم كه بالغ نشده اند ؛ از اين رو انرژيهايمان طغيان مي كنند .

مراقبه همان هنر بالغ شدن است .

 

به چيز برتري عشق بورزيد

 

به چيزي برتر و عالي تر عشق بورزيد. چيزي كه در آن غرق شويد؛‌ چيزي كه شما را تسخير كند،‌ ولي شما نتوانيد آنرا تسخير كنيد.

عشق مي تواند مشكلات بزرگي ايجاد كند. عشق همچنين قادر است سرور و لذت عظيمي بوجود آورد. بايد بسيار هشيار بود؛ زيرا عشق، شيمي بنيادين وجود ماست. اگر كسي نسبت به انرژي عشق خود، آگاه باشد، آنگاه همه چيز درست پيش خواهد رفت.

هميشه به چيزي برتر از خودتان عشق بورزيد و آنگاه ديگر دچار مشكل نخواهيد شد. مردكم غالبا به چيزي پايين تر از خود، به چيزي كوچكتر عشق مي ورزند؛ زيرا چيزهاي كوچكتر را مي توان كنترل كرد، برآنها مسلط بود و احساس خوبي داشت. به اين ترتيب، ‌احساس برتري مي كنيم و نفس راضي مي شود.

به چيزي برتر و عالي تر عشق بورزيد. چيزي كه در آن غرق شويد؛ ‌چيزي كه شما را تسخير كند، اما شما نتوانيد آنرا تسخير كنيد. آنگاه نفس ناپديد مي شود و وقتي عشق عاري از نفس باشد، به دعا تبديل مي شود.