مراقبه 21/5:

 

روز:

انسان زندگي خود را نيمه جان سپري مي كند. زندگي اش نه گرم است نه سرد. نه اين است نه آن. زندگي انسان بدون گرما و حرارت است. به همين دليل است كه او كند و راكد و متوسط است.

زندگي زماني طعمي كاملا تازه مي يابد كه با جان و دل، گرم و پرحرارت زندگي كني. زماني كه خطر كني و دل به دريا بزني. آنگاه هوش و خردي فراوان از تو فوران مي كند. همچون يك شمشير تيز مي شوي. اما مردم هرگز خطر نمي كنند. شمشيرشان روز به روز بيشتر زنگار مي زند. آيينه وجودشان گرد و غبار مي اندوزد. شمشيرشان فرسوده و بي مصرف مي شود. و اين بلايي است كه بر سر ميليونها نفر از مردم و روح آنان آمده است.

توبايد زنگارها را از آيينه وجودت بزدايي و شمشير خودآگاهي ات را جلا دهي. و يگانه راه ممكن، زندگي در حرارت صد درجه است، زيرا در اين درجه تبخير صورت مي گيرد و « خود » ‌تو از ميان برمي خيزد. تو با كل يكي مي شوي و يكي شدن با كل، پاك و منزه شدن است.

 

شب:

آرامش امري الهي و هديه اي است از جانب خداوند. و خداوند بسيار عادل است. اگر پرشور و پرحرارت به مراقبه بپردازي به تو پاداش مي دهد. در اين جا هيچ بحث و جدلي نيست. همواره چنين شده است. اما تو بايد به خاطر داشته باشي كه آرامش هديه خداوند است. ما ني توانيم مستقيما كاري در مورد آن انجام دهيم اما ميتوانيم موقعيتي مناسبي ايجاد كنيم نمي تواني كاري در مورد گل انجام دهي اما مي تواني بذر گل را بكاري، آبياري اش كني و منتظر بماني تا در فصل و زمان مناسب آن بذر شكوفا شود و تو پاداش تلاشهايت را دريافت داري. اما تو نمي تواني گل را از دل بذر بيرون بكشي. بايد به آن مكان دهي تا خودش پديد آيد. گلها از جايي ناشناخته و اسرار آميز پديد مي آيند اما هميشه مي آيند. شكيبا باش! تلاش كن و اطمينان داشته باش كه وقتي موقعش برسد گلها خواهند آمد. هميشه آمده اند. براي مسيح، براي بودا، براي محمد، چنين شده است. براي تو نيز چنين خواهد شد. خداوند هيچ سوگلي ندارد. نه طرفدار كسي است نه مخالف كسي. خداوند قانون نهايي طبيعت است. تو وظيفه ات را انجام بده تا طبيعت بي درنگ به تو پاسخ دهد.